یه روز...

الان تو شرکتم نمی دونم چرا تازگی ها صبح نمی تونم از خواب بیدار بشم...الان داشتم به این فکر می کردم کاش یه روز صبح که از خواب بیدار بشم بهم بگن یه هفته مال تو...اون وقت تدارک یه مسافرت دبش و می کردم شاید هم صبح ها تا ساعت 9:30 می خوابیدم بعد روز دوم می رفتم مسافرت ...دلم هوای شمال کرده خودشم اI'm OKستان مازندران..جنگل و دریا وکوه....ای خدااااا آخ که چقدررررررررررررر دلم هوای مسافرت و استراحت کرده...تجسم کن مثلا صبح که از خواب بیدار شدی چشات و تو یه هتل شیک که رو به دریاست باز کنی بعد سوار ماشین بشی و بری شهر و بگردی... بعد بری یه جای سر سبز...به دور از سر و صدا...صدای تلفن...صدای نحس مشتری ها..خودت باشی و آسمان ابی و صدای رود و آب.... اینایی که گفتم الان برای من آرزو شده نه در حال حاضر مرخصی دارم نه امکانشو...اما مهر ماه هر طوری شده دو روزی میرم سفر.....خدا جونم خیلی خستم دلم هوای مسافرت و استراحت کرده....connie_wimperingbaby.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید