اولین شام 91/12/21

دیروز قرار بود اولین شامم را بپزم..زیاد استرس نداشتم چون آموزش لازم رو از خواهرم گرفته بودم و خیالم راحت بود   تا رسیدم خونه دیدم مادر شوهری از فروشگاهشون برای اتاق خوابمون فرش گرفتن منو که دید اومدم گفت ببین ازش خوشت میامد منم حسابی تشکر کردم و گفتم خیلــــــــــــــــــــــــــِِِِِی  خوشگله..خلاصه تا رسیدم اولش رفتم حموم    چون حسابی  شرکت شلوغ بود و خسته بودم بعد از ساعت 5 دست به کار شدم و مرغ گذاشتم بپزه حسابی بو های خوشمزه راه انداخته بودم  بعد باقالی پلو رو هم بار گذاشتم تا ساعت 8 هم کار می کردم خوشبختانه نتیجه رضایت بخش بود و غذام خوشمزه شده بود علی هم خیلی استقبالکرد گفت چند تا کلاس آشپزی رفتی خلاصه دیروزم با شروع آشپزی و اضافه شدن یه مسولیت سنگین تر به پایان رسیِـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِد

/ 0 نظر / 9 بازدید