شک ...

نمی دونم چرا بعضی ها نسبت به خوشبختی آدم شک دارند؟! من و علی زندگی آرومی داریم بخصوص بعد از اینکه زندگیمون رو با هم شروع کردیم نسبت به هم وابسته شدیم ..این و حدس می زنم اما نمی دونم چرا اطرافیان نسبت به این موضوع شک دارند مخصوصا خانوادم...حرفاشون مسمومم می کنه..اینکه خی می پرسن چرا لاغر شدی؟ یا اینکه ناهار چی بختی؟؟ علی چی کار می کنه؟؟ حرفاشون یه جورایی معنی داره... نمی دونم با حس شک اینا چی کار کنم....خدا یا قراره کی روی آرامشو ببینم..الان که نسبتا به آرامش رسیدم چرا دارن سایه می ندازن؟؟؟ بعضی وقتا خودمم شک می کنم میگم نکنه یه مشکلی هست که من حواسم نیست ؟؟؟ پس اگه مشکلی نیست اینا چی می گن آخه.... دلم می خواد داد بزنم همه بشنون ..." ای آدما من مشکلی ندارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم بخدا مشکلی نداریــــــــــــــــــــــــــم " خدایا قوت بده شوهرم پیشرفت کنه...کمک کن بتونم ثابت کنم خوشبختم....  من از اول آدم زیاد پر جنب و جوشی نبودم که الان بگم حتما ساکت و آروم شدم که اینا این طور فکر می کنن....از نگاههای کنجکاو...از حرفایی که بوی کنجکاوی می ده خستم......از همه بدتر همه اینا از طرف خانواده خودمه ...این بیشتر منو  عذاب میده...  یکی کمکم کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه .......

/ 0 نظر / 6 بازدید