:)

سلام  .خیلی وقته که فرصت نکردم به وبلاگم سر بزنم ..همش مشغول کارای  خونم یا کارای شرکت که با اختلال هایی که تو نت هست مشتری ها دیگه کلافه کردن و هی زنگ می زنن خونه هم که میرم شروع می کنم به پخت و پز و شست و شو  علی هم دیروز رفت رشت منم رفتم خونه عالی جون مادر شوهری هم همش میگه چرا نمیای به ما هم سر بزنی ول کن نیست خوبه زیاد از هم دور نیستیم منم فعلا دارم از خودم صبر نشون می دم  واقعیتش اینه دوست ندارم زیاد برم بالا و باهاشون بشینم..بی خیال هر چی می گن بگن ..هر جور خودم راحتممممم   .. دلم برای کوجالیم تنگ شده علی باهام خیلی مهربونه   الان دیگه نزدیک دو ماهه که رفتیم خونمون اما نمی دونم چرا هنوزم بیشتر وقتا دلم برای بابا و مامانم تنگ میشه   ...

/ 0 نظر / 7 بازدید