Hello سلام ..کوجالی چند روزه رفته همدان برای ماموریت  منم رفتم خونه عالی جون.. با فردا درست یک هفته می شه که رفتیم خونه خودمون اما با این مدت کم یه حس دیگه ای به خونه پدری پیدا کردم و خودمو مهمون می دونم دیروز بعد یه هفته اتاق خودم خوابیدم به کمد خالیم کهنگاه می کنم به این فکر می کنم من تو این چهار دیواری اتاق دنیایی برای خودم داشتم.. Sigh روزهایی که حس تنهایی منو ول نمی کرد و روزهایی که به امید آینده روزهامو می گذروندم ..واقعا چه رازها و نیاز هایی که با خدا تو اون اتاق نکردم... خلاصه الان مسیره دیگه ای در زندگی دارم ..خوشحالم برای شروع زندگی جدیدی که الان دارم و تمام هدفم پیشرفت و حمایت از زندگیمه  دوست دارم روزهایی خوبی با کوجالیم داشته باشم و بعد از این عاشقانه زندگی کنم تا روحم همیشه آرامش داشته باشه .. از خدا می خوام منو تو این راه کمک کنه ... پدر و مادر عزیزم خیلی دوستون دارم و متشکرم ..... 

/ 0 نظر / 6 بازدید