سلام..چند روزه تو شرکت سرم شلوغه..بس که مشتری ها زنگ می زنن نمی دونم چی از جونه اینترنت می خوان نیشخند ؟؟؟  علی هم که از دیروز رفته اربیل و شب اس ام اس زده بود که شب و می مونم و فردا یعنی امروز بر می گردم هر چنددددددددد تا الان خبری ازش نیست و موبایلش خاموشه .. ناراحت مامانش هم صبحی زنگ زده بود که از علی چه خبر و نگرانم که گفتم والا شب به من اس ام اس زده بود که شب اینجام.. دلم برای کوجالی تنگ شده یه هفته هست که درست و حسابی همدیگر و ندیدیم... وای که چقدر زندگی سخت شده برای ژیدا کردن یه لقمه نون این همه باید دوییییییییییییییییییییییییییییییید  خنثی 

/ 0 نظر / 7 بازدید